|
اقلیت دانشگاه پیام نور رشت-پسرها
|
||
|
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم// از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم |
خیلی برام جالبه که بعد از انتخابات روند به روز شدن بیشتر وبلاگهای دانشجویی نسبت به قبل کندتر شده
بعضی وقتها آدم میمونه که چی تو وبلاگش بنویسه؟از تقلب در انتخابات؟از درگیریهای خیابونی؟از دانشگاهی که بعضی از دختراش منتظر وقت استراحتن تا برن خودشونو آرایش کنن؟از دانشگاهی که بعضی از پسراش به عنوان دانشجو حتی یه خودکار هم با خودشون ندارن؟ چه میشه کرد اینجا ایرانه...ولی به هر حال این عمر ماست که میگذره
"ارزش يک سال را دانش آموزي که مردود شده مي داند ارزش يک ماه را مادري که فرزندي نارس به دنيا آورده مي داند ارزش يک هفته را سردبير يک هفته نامه مي داند ارزش يک ساعت را عاشقي که انتظار معشوق را مي کشد ارزش يک دقيقه را شخصي که از قطار جا مانده و ارزش يک ثانيه را آنگه از تصادفي مرگبار جان به در برده مي داند هر لحظه گنج بزرگي است گنجتان را مفت از دست ندهيد باز به خاطر بياوريد که زمان به خاطر هيچکس منتظر نمي ماند ديروز به تاريخ پيوست."
گاهی مسیر جاده، به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه، از دست می رود
گاهی، همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود
گاهی، غریبه ای، که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست، می رود
اول، اگر چه با سخن از عشق آمده
آخر، خلاف آنچه که گفته است، می رود
واااای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایق مان هست، می رود
گاهی، کسی نشسته، که غوغا به پا کند
وقتی غبار معرکه بنشست، می رود
اینجا، یکی برای خودش حکم می دهد
آن دیگری، همیشه به پیوست می رود
این لحظه ها، که قیمت قد کمان ماست
تیری است بی نشانه، که از شست می رود
بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
اما مسیر جاده، به بن بست می رود
واااای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست می رود
هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هر آنچه لایق مان هست، می رود
نمیشه نوشت،نمیشه گفت ، شاید دیگه حتی نشه دید
آقا /خانومی که شما باشی یه مطلبی که مدتی ذهنمو مشغول کرده و اون اینه که سطح علمی مدارس ما بالاتره یا دانشگاه؟ من زمان تحصیلم رشتم علوم تجربی بود و تو مدرسه شریعتی درس میخوندم ،هر دبیری معمولا ۲ ماه یک بار در مورد موضوع درس مربوطه از ما تحقیق میخواست و با این کارش ما رو به چالش میکشوند تا درگیر درس و مطالب مربوط به اون بشیم ولی با اینکه من توی دانشگاه ترم ۵ رشته علوم اجتماعی شاخه پژوهشگری هستم هنوز که هنوزه ازمون درخواست تحقیق نکردن و در واقع اگه بخوام بدون رودربایستی مطلبمو بنویسم درس خوندن من توی دانشگاه شده شب امتحانی یعنی شب امتحان یه سری مطلبو حفظ میکنمو صبحش میرم سر جلسه امتحان،خوب به هر حال من بعد ۶-۷ سال مدرکمو میگیرم و با کمترین سطح سواد به عنوان یک فرد تحصیکرده وارد اجتماعی میشم که از من عملکرد مناسب با رشته دانشگاهیمو طلب میکنه و من تمام تجربه و دانشم همون علم و سوادیه که دوران مدرسه کسب کرده بودم شاید کمی هم در دوران دانشجویی و این جوابگو جامعه ما نیست وزمانی میرسه که اجتماع ما شاهد وجود بی سوادهای پر ادعا خواهد شد آن هم در سطح مسئولین درجه بالا
سلام آقای رییس،حتما بعد از انتخاب شما به عنوان رییس منتخب، شما رو مردی از دل مردم معرفی میکنند،درسته البته که حق دارند چون ما مردمی احساساتی هستیم و بیشتر انتخابهای ما از روی احساسات هستش نه عقلانیت،راستی برای شما پولی از درامد نفت مانده یا آنکه همه پولها را به مردم کشورهای فقیر و ناکارآمد حوزه آمریکا ،مردم مظلوم فلسطین و لبنان به خصوص برادر محترم آقای هنیه داده اند؟؟ میخواستم بگویم اگر پولی دارید به همسایه ما که محتاج نان شب است هم مبلغی کمک کنید چون او فردی روستائیست،چند سالست که نه برنج و نه چایی که حاصل دسترنج وی و خانواده او است را دولت یا نمیخرد اگر هم بخرد با مبلغی اندک میخرد البته درست است که به جای خرید برنج و چای از او ،این اواخر نزدیک انتخابات به او هشتاد هزار تومان داده اند اما در بی عدالتی محض نمیتوان به سبکی گداپرورانه عدالت را تقسیم کردو کماکان سفره او خالیست ،اگر ممکن است بعد از مسجد هم که شده اجازه دهید کمی خانه او هم با چراغ خودش روشن باشد ،راستی از روی صندلی ریاست مردم زیر دست شما کماکان کوچک و کم شعور به نظر می رسند،آیا شما هم میخواهید با الفاظ عوام فریبانه به شعور آنها بی احترامی کنید؟آیا کماکان حاضریدهر کالایی را از چین و روسیه با مبلغهای گرانتر در عین بی کیفیتی وارد کنید که در عوض آنها قطعنامه ها را وتو کنند؟؟راستی شما هم نزدیک امتخابات بین مردم پول نقد توزیع کرده اید؟؟میخواستم بگویم شما هم دانشگاهها را که محل نشان دادن شوق و استعداد جوانهاست،به قبرستان تبدیل میکنید؟راستی شما.......
همیشه به ما گفته اند که پایان شب سیاه سفید است ولی ای وای که این شب، حتی طولانی تر از شب یلداست
آ
شاید اگه به اتفاقایی که روزانه برامون میوفته بخوایم یه خورده فکر کنیم و وارد جزئیاتشون بشیم میبینیم که یه نیروی فرازمینی داره ما رو هدایت میکنه .این اولین پست سال 88 بندست،تو این مدت به خاطر شرایط بد روحی و جسمیم نتونستم به وب دوستان سر بزنم البته این شرایط بد من مصادف شد با یه موقعیت خوب کاری،به من ثابت شده که حتی توی سیاه ترین سیاهی هم چراغی برای روشنایی وجود داره
سال 88 تا به امروز که برام عالی بوده،اتفاقهای خارج از دانشگاه رو هم بزاریم کنارنمیشه از قبولیه 2 تا درس ریزشی بگذریم ،اگه بدونبن قبولیه این 4 واحد چه قدر بهم چسبید،انگار فارق التحصیلیمو گرقتم،خیلی خوب بود
دوستان چه طوره که با کمیته امداد هماهنگی کنیم یه صندوق صدقه بزاره جلو دانشگاه تا از پول دانشجوها (به استادها و پرسنل دانشگاه جسارت نکردما)برای بازسازی خیابونای منتهی به دانشگاه یه حرکتی انجام بشه
این پستو فقط برای این نوشتم که بگم هنوز زندمو کماکان هستیم خدمتون،در ضمن فکرمیکنم دوست عزیز با اسم مستعار(کامبیز دیرباز)یه اشتباه فنی کرده چون اینجا وبلاگ اقلیت پسرانه نه وبلاگ جناب گیلانی
امیدوارم که سال ۸۸ سال خوبی برای تمام مردم ایران زمین مخصوصا دانشجوهای پیام نور باشه
درود به همه دوستان عزیز
ننوشتن چند روزه من برای این نبود که سوژه ای برای نوشتن نداشتم،حرفهامو توی دلم نگه داشتمو روزی چند بار برای خودم تعریف کردم ،نخواستم بگم که از "بم ویران"خبری ندارم ولی به لطف صدا سیما در جریان" بازسازی غزه" هستم،نخواستم بنویسم که چه جور گروهکی خاص توان وارد کردن انواع سلاحهای جنگی و موشکهای دوربرد رو به کشورش داره اون وقت نمیتونه واسه مردمش غذا و پوشاک تهیه کنه،نخواستم بنویسم که باران اصلاحات آمد...
خدا رو شکر خلاصه تکلیف نمره های تشریحی روشن شد (کاش نمیشد)البته خوب شد که از بلاتکلیفی بیرون اومدیم، ترم جدید هم کم کم داشت جا میوفتاد که نوروز پیداش شد البته اصولا هیچی تو پیام نور جا نمیوفته از غذاهاش گرفته تا استاداهو پرسنلش(اگه فکر کردی دانشجوهاشم میگم کور خوندی ،آدم با سنگ شیشه خونه خودشو که نمیشکونه)
حرف زیادی در مورد دانشگاه ندارم چون حقیقتشو بخواین خبری ازش ندارم و به خاطر مشغله کاری خیلی کم میرسم کلاسا رو برم
خیلی دوست دارم که واسه نوروز یه پست ویژه درست کنم،اگه وقت کنم عالی میشه تا بعد
از این که از سبک و املای نوشتن من انتقاد میکنی،دوست عزیز ممنونم ولی همیشه گفتمو شنیدم که انتقاد بدون راه حل منجر به اصلاح نمیشه
میخوام از یه مملکتی صحبت کنم که تا ۳ سال پیش خرید سربازی اونجا آزاد بود تا وقتی که مدیران اون کشور به خاطر افزایش بی سابقه قیمت نفت که حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد در آمد اون کشور رو شامل میشد خرید سربازی ممنوع اعلام کردن چون نیازی به پولش نداشتن،دانشگاههای اون کشور ۲ نوع بودن یکی دولتی که هزینه بسیار کمی برای دانشجو داشت اون یکی هم غیر دولتی بود که هزینه سرسام آورش باعث میشد که اغشار خاصی تمایل به درس خوندن در اونجا داشته باشن،به هر حال بودجه خرید سربازی که حذف شده بود،--خیلی از مردم اون کشور هم که توانایی شرکت در دانشگاه غیر دولتی رو نداشتن،--از طرفی قیمت نفت هم آرام آرام رو به کاهش بود و شعار مسئولین آن مملکت افزایش ظرفیت دانشگاههای دولتی و حذف تدریجی کنکور بود. مدیران اون کشور نمیخواستن به مشکلاتشون روز به روز اضافه شه،ولی برای اونا هنوز یه راه مونده بود"بها دادن و افزایش ظرفیت یه دانشگاه به اصطلاح دولتی که هزینه هاش به ظاهر خیلی کمتر از دانشگاه غیر دولتی بود ولی در باطن داستان به خاطر اشتباهات عمدی و غیر عمدی پرسنل دانشگاه در نمرات و درجه بالای سختی سوالات و.... هر دانشجو معمولا هر درسی رو ۲ یا چند بار برای قبولی باید می گذروند که همین مسئله باعث میشد میانگین هزینه این دانشگاه دولتی کمتر از دانشگاههای غیر دولتی نباشه" .
شنیدن آواز دهل* از دور برای جوونایی که آروزوی حضور در دانشگاه رو داشتن بسیار خوش بود،رویای حضور در دانشگاه و عدم رفتن به خدمت سربازی،رویای حضور در دانشگاه و فرار از ازدواج در سنین پایین بیشتر جوونها رو به طرف این دانشگاه سوق داد تا جایی که مدیران اونجا توانایی اداره خیل عظیم دانشجو رو چه از لحاط علمی چه از لحاظ فنی و ظرفیتی نداشتن و هرج و مرج اون دانشگاه رو در بر گرفت
نباید از حق گذشت که افزایش ظرفیت دانشگاه و ورود بیشتر جوونها به دانشگاه طبعات مثبتی رو برای اجتماع داشته ولی این مسئله باید از روی برنامه ریزی و اصول باشه، حالا مسئولین حکومتی در فکرند که آیا با چشم بسته فقط به شعارهاشون عمل کنن یا با چشم باز واقعیتها رو ببینند و در جهت اطلاحات گام بردارند
روز مهندس به همه مهندسهای عزیز پیام نوری مبارک باشه
تبریک ویژه برای مهندسان جوان دانشگاه پیام نور رشت ، دختران دانشگاه پیام نور رشت
*بنا به تذکر یکی از بازدیدکننده های عزیز کلمه اشتباه "دقل" به "دهل" اصلاح شد*
توی بیشتر روزنا مه ها ،مجله ها یا سایتها صحبت از محدودیت و محرومیت خانمها میشه ولی این خلاف واقعیت امروز جامعه ماست ،به خدا محدود و محروم ما پسرهایی هستیم که وقتی ازدواج میکنیم باید یه خانواده رو بچرخونیم محروم و محدود ماییم که همه تو اولین نگاهشون به ما به عنوان یه متهم نگاه میکنن مگر اینکه خلافش ثابت بشه ،همه کارای سخت مال آقایونه ولی این خانمهان که حقوق مشابه ومساوی میخوان ،حالا با تساوی حقوقی میشه کنار اومد ولی تشابه چی؟؟؟محروم و محدود پسرای بدبختن که هم باید درس بخونن هم کار کنن ، محروم و محدود پسرها هستن چون اگه بعد از 2 سال کنکور قبول نشن باید تشریفشونو ببرن سربازی،خداییش شما قضاوت کن چه جنسی محرومتره:تو بیشتر آگهی های کاریابی نوشته که "جهت تکمیل کادر پرسنلی به یک خانم مجرد و مجرب نیازمندیم" آخه این کادر کوفتی پرسنلیتون به یه مرد نیاز نداره ؟آیا؟
خب اینجا که نمیشه همه محدودیتها رو گفت اینایی که نوشتم فقط چند قطره از دریا بودن
به هر حال نباید از حق گذشت که دخترها هم تو جامعه ما آزاد آزاد نیستن و اونا هم مشکلات خاص خودشونو دارن ولی ون به عنوان یه پسر ایرانی احساس میکنم که درجه محدودیتهای پسرانه بالاتر از محدودیتهای دخترانه هستش،شاید دارم از روی تعصب این حرفو میزنم
یه خبر ویژه هم امروز به دستم رسید :قراره یه گروه از مهندسان غزه برای ساختن خیابان منتهی به دانشگاه پیام نور رشت به ایران سفر کنن در ضمن جمعه آینده در فلسطین روز همبستگیه مردم غزه با دانشجو های پیام نور رشته (آخه این خیابون چرا اینجوریه ،انگار بعد جنگ جهانی دوم اینجا دست نخورده)
بی نهایت ممنونم از همه شما عزیزانی که به هر صورت ممکن راهنماییم میکنین تا روند وبلاگ رو به جلو و مثبت باشه. پست امروز من در مورد این مطلبه که آیا روی کتابهایی که از طریق دانشگاه برای بعضی از دروس معرفی میشه نظارت دقیقی هستش یا نه؟؟
حتما شما دوست عزیز کم و بیش در جریان صحبتهای دکترمحمود احمدی نژاد در مورد دروغ بودن هلوکاست (کشتار دسته جمعی یهودیان توسط نازیها طی جنگ جهانی دوم) و جنجالهایی که بر اثر این اظهار نظر مقام رسمی یک کشور ایجاد شده هستین و حتما مطلعید که جمهوری اسلامی ایران از ابتدای کار کشور اسرائیل رو به رسمیت نشناخته ،حالا ازتون خواهش میکنم که این متن رو با دقت بخونین
"تا ایجاد کشور اسرائیل ،اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوم، هیچ کشوری وجود نداشت که دین یهود مذهب رسمی آن باشد.اجتماعات یهودی در اروپا،آقریقای شمالی و آسیا وجود داشتند،اگر چه اغلب مورد تعقیب و آزار قرار می گرفتند---که با قتل میلیونها یهودی در اردوگاههای متمرکز به دست نازیها طی جنگ جهانی دوم به اوج خود رسید."
نه اشتباه نکنین ،این متن از روزنامه هاآرتص یا نیویورک تایمز یا روزنامه های اروپایی برداشت نشده ،بلکه این متن از خط 9 صفحه 499،فصل دین کتاب جامعه شناسی نوشته آنتونی گیدنز ترجمه منوچهر صبوری که تحت درس "جامعه شناسی 2—مفاهیم اساسی" برای بچه های رشته علوم اجتماعی تدریس میشه برداشت شده که جای تعجب و بررسی داره
حالا من کاری به درست یا اشتباه بودن موضع آقای احمدی نژاد ودیگران ندارم ولی اینکه به راحتی مطالبی که به طور آشکار مخالف با عقاید نظام هستش رو میشه تو کتابی که سالهاست برای دانشجویان پیام نوردر حال تدریسه پیدا کرد جای تعجب و شگفتی داره
شنیدم تو دانشگاه یه خبرایی شده ،خلاصه دوستان به خودشون اومدنو یه نیمچه اعتراضی فرمودن،من با ۲ نفر از بچه های علوم اجتماعی ۳ روز پشت سر هم رفتیم دانشگاه برای پیگیریه نمرات اشتباه ولی خوب به اعترلض ۳-۴ نفر که درست حسابی جواب نمیدن من فکر میکنم اگه قراره که اعتراضی بشه چه به سبک سوالها چه به نمرات و سوالهای اشتباه، باید دسته جمعی و با هماهنگی عمل بشه مثلا از چند روز قبل بچه های وبلاگ نویس فراخوانه تجمع رو بذارن تو وبلاگشون که چند نفر دیگه هم مطلع بشن تا حرکت مثبتی انجام بشه
آقا قضیه رو سیاسی نکنیا اعتراض دانشجویی همیشه آروم و منظم بوده و هست و خواهد بود
چه قد بده که وقت نمیکنم به وبلاگ دوستان درستو حسابی سر بزنم آخرای سال مالیه و سر ما هم حسابی تو شرکت شلوغه ،راستی جریان دعئای این تحکیم وحدتیا چیه؟یکی ما رو هم در جریان بذاره،فکر کنم دکتر گیلانی باید در جریان باشه
یکم که سرم خلوت شد اینجا رو میترکونم به مولا ،تا بعد
|
|